اکشن ، رزمی ، ترسناک و... اکشن ، رزمی ، ترسناک و...
۹۵ فیلم ۲۰۰۹ به همراه زیرنویس
هر فیلم فقط 140 تومان
هر فیلم فقط 140 تومان
مجموعه 95 فیلم 2009 با کیفیت عالی
به همراه زیر نویس فارسی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
زمان ثبت : پنجشنبه 8 بهمن ماه سال 1388 در ساعت 00:27 AM
نویسنده : محمدجعفر     موضوع : طنز
عنوان : راز بقا!
گرما بیداد می کرد. بدتر از گرمای خرماپزان، جک و جونورهایی بود که محاصره مان کرده بودند. رو به رویمان دشمن بود و چپ و راست و پشت سرمان انگار پخش مستقیم راز بقا بود.
آن روز تو سنگر بودیم که بیسم به کار افتاد. گوشی را که برداشتم صدای ترسیده و لرزان احمد بلند شد که: «بچه ها به دادمان برسید. می خواهند تکه پاره مان کنند!» دلم ضعف رفت. فکری شدم که عراقی ها آمده اند سروقتشان و غافلگیرشان کرده اند و می خواهند شهیدشان کنند. تو گوشی بی سیم گفتم: «احمد جان به رمز حرف بزن، چی شده؟»
- رمز چیه؟ یا الله بیایید بیرون. ما داریم می آییم. آخ پام. زود باشید تیر بار بیارید گاز بده ممد!»
گیج شدم. بچه ها را خبر کردم و مسلح رفتیم بیرون. یک هو از دور گرد و غباری دیدیم و بعد یک موتور سوار که یک گله سگ لاشه خوار دنبال کرده اند. یکی از بچه ها دوربین به چشم گرفت و بعد گفت: «ای داد و بیداد. بچه ها سگ ها دنبال احمد و ممد کرده اند!» حالا از دور ممد را می دیدیم که پرگاز می آید و سگ ها چهار نعل تعقیبش می کنند و جست می زنند که آن دو را واژگون کنند و حسابشان را برسند. تیربار را مسلح کردم و یک خط آتش جلوی موتور شلیک کردم. محمد از روی یک چاله پرید. بچه ها هیاهو می کردند. اما سگها ول کن نبودند. موتور رسید و سگ ها پشت سرشان. محمد هول کرد و موتور چپ کرد. قبل از اینکه سگ ها آن دو را تکه پاره کنند آتش بستم به تنگشان. زوزه کشان در رفتند. محمد و احمد ناله کنان دعایمان می کردند. یک هو آتش خمپاره و توپ عراقی ها باریدن گرفت. یکی از بچه ها گفت: «لطفاً ادامه راز بقا را در سنگر مشاهده کنید!» محمد و احمد را برداشتیم و چپیدیم تو سنگرمان!

به نقل از: «رفاقت به سبک تانک» داوود امیریان
داشتم توی کتابفروشی دنبال یه کتاب می گشتم که بگیرم و بخونم یه دفعه چشمم افتاد به کتاب «رفاقت به سبک تانک» فقط عکسای توشو تماشا کردم و خریدمش وقتی اومدم خونه خوندمش انگار اخراجی های ۳ و ۴ و ... تا آخرش که آقای ده نمکی بخواد بسازه دیدم و خندیدم این داستان یکی از داستاناشه پیشنهاد می کنم این کتاب و حتما مطالعه کنید! «روده بر می شید!»